شاخص‌های تحلیلگری کسب و کار

حاشیه سود ناخالص

Gross Profit Margin

حاشیه سود ناخالص نشان می‌دهد پس از کسر بهای تمام‌شده کالای فروش‌رفته، چند درصد از درآمد فروش به عنوان سود ناخالص باقی می‌ماند.

فرمول محاسبه

((درآمد فروش-بهای تمام شده کالای فروش رفته)درآمد فروش)×۱۰۰

مشخصات اندازه‌گیری

واحد اندازه‌گیری
٪
تناوب اندازه‌گیری
ماهانه، فصلی، سالانه
تناوب گزارش‌دهی
ماهانه، فصلی
نوع شاخص
پسرو

توضیحات

این نسبت توان شرکت در قیمت‌گذاری و کنترل هزینه‌های تولید یا خرید را نشان می‌دهد. وقتی قیمت مواد اولیه یا نرخ ارز بالا می‌رود و قیمت فروش با همان سرعت اصلاح نمی‌شود، اولین جایی که اثرش دیده می‌شود همین شاخص است. حاشیه سود ناخالص از صنعتی به صنعت دیگر تفاوت زیادی دارد؛ در پخش و خرده‌فروشی اعداد پایین طبیعی است و در نرم‌افزار و خدمات اعداد بالا. به همین دلیل مقایسه باید با شرکت‌های هم‌صنعت و با دوره‌های قبلی خود شرکت انجام شود. بررسی این نسبت به تفکیک محصول هم کمک می‌کند محصولات کم‌سود سبد مشخص شوند.

پرسش‌های کلیدی عملکرد

از هر ۱۰۰ ریال فروش، چقدر بعد از کسر بهای تمام‌شده باقی می‌ماند؟

آیا افزایش هزینه مواد و دستمزد را توانسته‌ایم در قیمت فروش جبران کنیم؟

کدام محصولات یا خدمات بیشترین سهم را در سود ناخالص دارند؟

مثال‌های محاسباتی

شرکتی در یک سال ۵۰ میلیارد ریال درآمد فروش داشته و بهای تمام‌شده کالای فروش‌رفته آن ۳۶ میلیارد ریال بوده است. با قرار دادن این اعداد در فرمول ((درآمد فروش-بهای تمام شده کالای فروش رفته)درآمد فروش)×۱۰۰ حاشیه سود ناخالص ((۵۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰-۳۶۰۰۰۰۰۰۰۰۰)۵۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰)×۱۰۰=۲۸ ٪متوسط می‌شود؛ یعنی از هر ۱۰۰ ریال فروش، ۲۸ ریال برای پوشش هزینه‌های اداری، فروش و مالی باقی مانده است.

خطاهای رایج در تفسیر شاخص

  1. یکی گرفتن حاشیه سود ناخالص با حاشیه سود خالص؛ هزینه‌های اداری، فروش و مالی در این نسبت دیده نمی‌شود.
  2. مقایسه با شرکت‌هایی از صنایع دیگر.
  3. تفاوت روش تسهیم سربار و ارزش‌گذاری موجودی که بهای تمام‌شده را تغییر می‌دهد.
  4. توجه به درصد و نادیده گرفتن مبلغ؛ حاشیه بالا روی فروش کم لزوماً سود بیشتری نمی‌سازد.